Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘تئاتر’ Category

این کتاب مشهورترین اثر دیوید هربرت لارنس نویسنده بزرگ انگلیسی است که در سال 1928 انتشار یافت و بلافاصله نسخهُ سانسور نشدهُ آن در انگلستان و امریکا توقیف شد.
بعداُ در فلورانس و فرانسه نسخه هایی از آن چاپ شد و در دسترس علاقه مندان قرار گرفت. حتی نسخهُ سانسور شده این کتاب،داستان بی پرده ای از عشقهای جسمانی و هر آنچه که موجب ایجاد لذت برای انسان می شود،بود.
شوهر خانم چترلی در جنگ برای همیشه علیل شد و با فلج شدن کمر به پایین بدنش،بصورت انسان منفور و عمیقی درآمد که وجودش هیچگونه لذتی برای زنی همچون لیدی چترلی ندارد. مالرز » Mellors » شکاربان،نخستین فاسق خانم چترلی نیست،اما کیفیت آشنایی و احساسی که نسبت به هم دارند،عشق گناه آلود آنان را استثنایی کرده است.
بزودی در میان افتضاح و رسوایی های حاصل از این عشق،خانم چترلی با شوهرش روبرو می شود و به او خبر می دهد که صاحب فرزندی خواهند شد.
لارنس عشق خانم چترلی به ملرز را عشقی مقدس می داند،چه بوسیله آن،او توانسته است تمایلات باطنش را جامه عمل بپوشاند و در نتیجه هر آنچه را که خواسته،کرده است.
(بیشتر…)

Read Full Post »

خداوند بنا به خواهش شیطان به او اجازه می دهد تا درستی و راستی فاوست،خدمتگزار خدا را آزمایش نماید. مفیستو فلس » Mephistopheles » با فاوست سالخورده معامله ای می کند. اگر فاوست حتی برای یک لحظه هم با این معامله موافقت کند،روح از تنش پرواز خواهد کرد.
فاوست دوباره جوان می شود و با مفیستو فلس به مسافرت می رود تا از تمام لذایذ زمینی برخوردار گردد. (بیشتر…)

Read Full Post »

این نمایشنامه که در سال 1879 توسط هنریک ایبسن نوشته شده است و یکی از مشهورترین آثار نویسنده مذکور می باشد که در کریستیانا » Christiania » و در مدت سه روز از ایام هفته میلاد مسیح، اتفاق می افتد.

توروالد هلمر » Torovald Helmer » که حقوق دانی خودبین ولی با وجدان است،به تازگی در بانک ترفیع رتبه پیدا کرده و همسرش نورا » Nora » که زنی زیبا،موبور و ظاهراً نادان و بوالهوس است،احساس می کند که آنها می توانند در جشن کریسمس قدری ولخرجی کنند. هلمر که با نورا همچون بچه ای رفتار می کند و او را » جوجه کاکلی » می نامد،وی را آگاه می سازد که بیشتر مواظب باشد،چون همیشه پول از پنجه های او سهواً خرج می شود،ولی نورا مداماً تقاضای پول بیشتری می کند.
خانم لیندن » Linden » یکی از دوستان بیوه و پیر نورا به او می گوید که خبر ترفیع شوهرش را شنیده و از نورا می خواهد که کاری در بانک شوهرش برای وی پیدا کند. نورا با غرور به دوستش می گوید که او هم پول زیادی بدست آورده است.
هلمر در نخستین سال ازدواجش بسیار مریض و علیل بود و برای نجات زندگیش باید مسافرتی به ایتالیا می کرد. نورا پول لازم را قرض کرد ولی به هلمر گفت که ارث کمی از پدرش به ارث برده است. او ترتیبی داده تا نزول پول را از بابت کرایه لباس هایش و گاهی با یافتن کارهای پنهانی از شوهرش بپردازد،ولی حالا قرض ادا شده است. هلمر موافت می کند که کار آقای نیلز کروگستاد » Nils Krogstad » را که حقوق دادن مرموزی است و محکوم به جعل اسناد شده،به خانم لیندن دوست نورا تفویض نماید،ولی کروکستاد همان مردی است که نورا از او پول قرض کرده بود و او نورا تهدید می کند که اگر کارش را از دست بدهد موضوع قرض را برای شوهرش فاش خواهد نمود. او همچنین متوجه می شود پدر نورا که قرار بود پای سند قرض را امظاء کند،در آن زمان مرده بود است. نورا سرانجام قبول می کند که امضاء پدرش را جعل کرده و سعی می کند شوهرش را متقاعد نماید که کروگستاد را که سعی می کند اعتبار خود را در اجتماع بدست آورد،در شغل خود نگه دارد ولی هلمر می گوید که کروگستاد یک کلاش جاهل است و در تعویض او اصرار می ورزد.
خانم لیندون که از دوستان قدیمی کروگستاد محسوب می شود قول می دهد که از طرف نورا از او خواهش و تمنا کند ولی ناگهان در می یابد که او از شهر رفته بیرون رفته است. در همین ضمن کروگستاد نامه ای به هلمر نوشته و تمام جریان را تعریف می کند و به این ترتیب نورا کاملاً مایوس می شود. او نامه را در جعبه نامه ها می یابد،اما نمی تواند بنحوی آن را از بین ببرد،چون کلید جعبه پیش شوهرش است. او هر کاری که ممکن است می کند تا مانع از خواندن آن نامه توسط شوهرش شود. 
آنها به یک مجلس بالماسکه در آپارتمان بالائی می روند. در این جشن یکی از دوستانشان دکتر رانک » Ranlk » نیز با آنهاست. دکتر می داند که در حال مرگ می باشد و لذا نومیدانه سودای عشق نورا را در سر می پروراند. نورا لباسی ایتالیایی می پوشد و تارانتلا » Tarantella » می رقصد و سعی دارد صورت ظاهر را حفظ کند و حتی المقدور ناراحتی اش هویدا نگردد.
در یک حالت یاس و نومیدی او تصمیم می گیرد که اگر (بیشتر…)

Read Full Post »