Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘کلپَک بندری’ Category

مقام اوّل

گر چه در مستانگی،عمری به جام اوّلیم
در کلاس نئشه گی،اما نه گام اوّلیم
خوش درخشیده ایران،در تمام آسیا
مصرف تریاک را ما در مقام اوّلیم
اشغری گردیده است End مرلم و معرفت
هی نگو بی مسلکیم و بی مرام اوّلیم
سکهُ خوشنامی ما می درخشد در جهان
در تمام عرصه ها دارای نام اوّلیم

سفره برچیدند رندان « شام آخر» را ولی
ما هنوز در فکر سور و سات شام اوّلیم
من نمی دانم چرا ما پرفسور گردیم اگر
هم به جانت باز هم آن شاغلام اوّلیم
پخته گردیدیم آخر،در تنور زندگی
مانده در حیرت که از چه باز خام اوّلیم
آن کلام آخرین گفتیم و حرف آخر است
این عجب اما هنوزم در کلام اوّلیم
« مارمولک» در انتهای شعر من خندید و گفت
توی شعر و شاعری،ما هم مقام اوّلیم
 
پ . ن   مارمولک خندان هم از اسمهای مستعار کلپک بندری می باشد.
 
پ . ن   ایران مقام اول مصرف تریاک در آسیاست « جراید»
Advertisements

Read Full Post »

اسرار اتم

اسرار اتم را نه تو دانی و نه من
راز اورانیوم را نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفتگوی « پروتکل»
چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من!

Read Full Post »

زن قسطی

من ای دختر،به چشمانت اسیرم
برای قدّ و بالایت بمیرم
 
به بابایت بگو،پولی ندارم
چه میشه من،تو را قسطی بگیرم؟! 

Read Full Post »

بچه رپی

خوشگل پسری موی خودش رپ زده است
با دختر خوشگلی کمی گپ زده است

بیکار و ولنگار،دلش زن می خواد
انگار به کوچهُ علی چپ زده است! 

Read Full Post »

تقویم دقیق

گفت شوهر با زن خود،ای شفیق
نیست این تقویم،تقویم دقیق
گفت زن با شوهرش،ای وای من
چیست این تقویم را،آقای من؟!
گفت شوهر با زن خود ماجرا
نیست روز ازدواج ما چرا؟!

زن بخندید و بگفت: ای مرد خوب
عیب بود این بر شمردی از عیوب!
ربط با تقویم،روز ازدواج؟!
کلّه پوکی،کلّه ات را کن علاج
گفت شوهر پس چرا از روزها
هر مصیبت ثبت،غیر از روز ما؟!

Read Full Post »

کلپَک بندری

تعجب کردید از این تخلص؟از امروز سعی می کنم تو وبلاگم،از نوشته های دوست خانواد گی ام بیشتر استفاده کنم،اما لازمه ایشون رو اونجور که خودشون دوست دارن،معرفی می کنم.
کلپک بندری،شاعر بلند آوازه و میان تهی ایران! که در مارس المبارک سال 1342 در یکی از روستاهای گیلان بدنیا آمد،چون به شعر وشاعری خیلی علاقه مند بود رشتهُ فیزیک و ریاضی را انتخاب نمود!.
با کسب مدرک دیپلم در این رشته،چون از کودکی مبتلا به بیماری مالاریا بود! بناچار در بانک استخدام گردید.
در عالم شعر و شاعری،ناگهان مرتکب خطای طنز شد و از سال 1379 به طور جدی دارد طنز می نویسد!
آثارش را خرده خرده در نشریات محلی هرمزگان با اسم های مستعار چاپاند!
زندگینامه اش را بطور خلاصه دوست داشت بنویسم تا دانش آموزان علوم انسانی (الان چنین رشته ای داریم؟) در درس تاریخ ادبیات مشکل نداشته باشند.
 
 

Read Full Post »